تحقیق نماز

خرید بک لینک

نماز چیست؟

این ایستادن و خم شدن، این نشستن و به خاک افتادن، وبا هر یک کلماتی گفتن، چه معنی دارد؟

مقدمه

پروردگار متعال، خالق آدمی است او با تمام صفات و ویژگی های انسان و نیز سیر تکامل و رشد او بیکم و کاست آشناست. به همین جهت بهترین و کاملترین برنامه تربیتی را نیز از طریق پیامبران شایسته خود برای انسان فرستاده و در اختیارش قرار داده است. تعلیم و تربیت مهمترین و والاترین وظیفه بزرگترین معلمان بشریت، پیامبران بزرگ خدا و امامان راهنما (ع) است. آنان که برای راهنمایی آدمی مبعوث شده اند سرچشمههای سعادت و نیک بختی را به روی او گشوده اند. پیش از آن راه بنمایانند همراهان خود را به خوبی شناخته و از راز و رمزهای وجود آنها و پیچیدگی های درونی و بیرونیشان آگاه گردیده اند.

در تعلیم و تربیت برای معلمان و مربیان و اولیاء نیز آشنایی با ویژگی های مخاطبان بیش از هر چیز دیگری مهم و حیاتی است. کسانی که قرار است تحت یک برنامه منظم و دقیق آموزشی و تربیتی، دانش، نگرش، توانایی بیشتر، بهتر و جدی تر کسب کنند.کار زمانی حساستر و دقیقتر می شود که مخاطبان، دانش آموزانی باشند که هر نقش کوچکی تا ابد بر صفحه جان و اندیشه شان باقی خواهد ماند. این چنین است امام متقین، امیرالمؤمنین(ع) تعلیم و تربیت فرزند خویش را با تعلیم کتاب خدا و تأویل و درک فهم آن آموزش شریعت مقدس و حرام و حلال خدا آغاز و بر آن پافشاری میکند.یکی از مسائل مهم در تربیتی دینی دانش آموزان این است که به موازات آموزش تعالیم دینی و پرورش فکری و اعتقادی آنها، لازم است عواطف دینی نیز در آنها رشد و گسترش یابد.در نیمه نخست دوره جوانی اهمیت این امر بیشتر است. شرکت در مراسم مذهبی از قبیل نماز جماعت، نماز جمعه، مراسم اعیاد مذهبی، مراسم سوگواری در ماه محرم، مراسم شب های قدر، جلسات دینی و … در پرورش عواطف دینی دانش آموزان بسیار موثر است. حضور در این قبیل برنامه ها پیوند قلبی آنها را با دین و معنویات افزایش می دهد و زمینه را برای شکوفایی ایمان فراهم می سازد. این پیوند قلبی با دین سرمایه ای گرانبها برای این دوره و دوره های بعدی است. در این جا باید به نقش منحصر به فرد نماز اشاره کنیم، نماز ارتباط قلبی انسان با یاد خداست و نقشی بسیار سازنده در تربیت روحی و اخلاقی انسان دارد. کسانی که با نماز آشنا هستند به پایگاه روحی و معنوی با ارزشی دسترسی دارند. نوجوانان به این پناه معنوی بیشتر نیازمندند. نوجوانانی که اهل نماز هستند در صورتی که لغزش هایی داشته باشند با اتکاء به این ارتباط پیوسته و منظم، راحت تر می توانند از لغزش های خود برگردند و خود را پا سازند، از این رو نباید از نقش اساسی نماز در تربیت دانش آموزان غفلت کرد

بیان مسأله

نماز به عنوان یک فریضه مذهبی دارای اثرات تربیتی درابعاد مختلف فردی،گروهی،بهداشتی و روانی در محدوده خانواده می باشد.اجرای فریضه نماز در شکلگیری صحیح روابط میان اعضای خانواده نقش عمدهای دارد. با اجرای این فریضه خانواده به یک محیط مقدس تبدیل شده،روابط افراد دارای قداست ویژهای می شود و نوجوان در محیط خانواده،نماز را در خود درونی ساخته، خود را ملزم به رعایت دستورات بهداشتی و اخلاقی می داند.خانوادهای که اعضای آن با برپایی نماز به طهارت درونی خود میپردازند پشتوانه محکمی برای معنویت است که درمقابل ناملایمات زندگی آنها را حمایت می کند.

چنین افرادی از نظر روحی توکل به خدا کرده،اعتماد به نفس داشته ودر مقابل مصائب ومشکلات خود را نمیبازند. در نتیجه اختلالات روحی مانند اضطراب،ترس،افسردگی،ازخودبیگانگی وخودکشی در چنین افرادی بندرت دیده می شود.(ماهنامه رشد،۱۳۹۰)مدرسه بعد از خانواده دومین نهادی است که در تمایل و رغبت دانشآموزان به نماز بسیار موثر است. از آنجا که مدرسه از لحاظ روابط گروهی وسیعتر است دانشآموزان در آنجا روابط گستردهای پیدا میکنند. آنان در روابط آموزشی با دوستان،همکلاسان،معلمان و اولیای مدرسه قرار میگیرند. نماز یک عمل عبادی است. وقادر است این روابط را از سطح آموزش بالا برده،در سطح تربیتی وفرهنگی قرار دهد.

در متون دینی مامثل قرآن کریم، نهجالبلاغه وکتابهای حدیث به خواندن نماز تأکید شده وآمده است:نماز،وسیلهای برای پاک شدن از خودبینی است(نهج البلاغه ،حکمت۲۵۲) به درستی که نماز انسان را از کار ناشایست باز می دارد.(عنکبوت،آیه۴۵) نماز به پا دارید وزکات را اداکنید وبا این وسیله روح وجسم خود را نیرومند سازید وبدانید هر کار خیری برای خود از پیش میفرستید آن را نزد خدا خواهید یافت که محققاً خداوند به هر کار شما بیناست.(سوره بقره،آیه ۱۱۰)

در مدرسه هنگامی که نوجوانان وجوانان،در موقعیتهای مختلف اوقات تحصیل،هنگام شنیدن اذان،در کلاس یا در راهروی مدرسه بدون هیچ تکلفی،مشاهده کنند که معلمان و مربیان مشتاقانه به سوی نماز میشتابند،در اثر احساس همانندسازی به شوق ورغبت در میآیند وبه اقامه نماز گرایش فزونتری پیدا میکنند.

هر قدر شخصیت الگوهای تربیتی وپرورشی برای دانشآموزان، محبوب و دوست داشتنیتر باشد تأثیر پذیری آنها افزایش مییابد. روشن است که هرگز نباید به اجبار و تحمیل و فشار،دانشآموزان را به نماز وادار کنیم. در عوض شایسته است پیش از هر چیز، جاذبههای رفتار خود را در بیان ارزشها، با فراهم کردن مقدمات نماز افزایش دهیم. اگر چنین فضایی بر مدارس حاکم باشد، روحیه معنوی دانشآموزان افزایش مییابد و در نمازخانهی مدرسه ارتباط شوق انگیز همسالانگسترش مییابد.(قائمی،۱۳۷۱، ص۱۷)

نماز آرامش دهنده دلها، اصلاح کننده فردواجتماع است و عاملی است که موجب رهایی افراد از تنبلی،گناه،تباهیودیگر رفتارهای زشت میشود ویکی از راههای تربیت دینی دانش آموزان یاد دادن نماز وشرکت دادن آنها در نماز جماعت میباشد.

شروع نماز

تکبیرة الاحرام

"نماز" با گفتن "الله اکبر" آغاز می شود، گفتن "الله اکبر" در آغازنماز به معنای جدایی از غیر خدا و پیوستن به اوست.

اعلام بزرگی پروردگار و دوری جستن از تمام قدرتهای دروغین است.

با این تکبیر به حریم نماز وارد می شویم و برخی کارها بر ما حرام می شود.

هنگامی که نماز را شروع می کنیم باید متوجه باشیم که چه نمازی را می خوانیم؛ مثلا نماز ظهر است یا عصر و آن را تنها برای اطاعت فرمان خداوند بجا آوریم که این همان "نیت" است و از اجزای اصلی نماز به شمار می آید.

از آغاز تا پایان نماز باید از این کارها که نماز را باطل می کند بپرهیزیم:

1- خوردن و آشامیدن.

2- روی از قبله برگرداندن.

3- سخن گفتن.

4- خندیدن.

5- گریستن.

6- بهم زدن صورت نماز. مثل راه رفتن.

7- کم یا زیاد کردن اجزای اصلی نماز؛ مانند رکوع.

هنگام گفتن "الله اکبر" مستحب است، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببریم.

قرائت

پس از گفتن "الله اکبر" سوره حمد را می خوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهدِنَــــا الصِّرَاطَالمُستَقِیمَ صِرَاطَ الَّذِینَ أنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ

قرائت

پس از سوره حمد، یک سوره دیگر از قرآن را می خوانیم به عنوان نمونه، می توان سوره توحید را خواند:

سوره توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ

پسرها و مردان باید نماز صبح و مغرب و عشا، حمد و سوره را (در رکعت اول و دوم) بلند بخوانند ولی دخترها وبانوان، اگر نا محرم صدای آنان را نشنوند می توانند بلند بخوانند و در نماز ظهر عصر همه باید حمد وسوره را آهسته بخوانند.

انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند و کسی که اصلا نمی تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید هر طور که می تواند بخواند و بهتر آن است که نماز را به جماعت بجا آورد.

رکوع پس از تمام شدن حمد وسوره سر به رکوع خم می کنیم و دستها را به زانوها می گذاریم و می گوییم:

"سبحان ربی العظیم وبحمده"

و یا می گوییم: "سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله"

سجده

سپس سر از رکوع برداشته (می ایستیم) و آنگاه به سجده می رویم و هفت عضو بدن؛ یعنی پیشانی، کف دو دست، سر زانوها و نوک انگشتان بزرگ پا را بر زمین گذاشته و می گوییم:

"سبحان ربی الاعلی وبحمده"

یا "سبحان الله" را سه مرتبه تکرار می کنیم.

در سجده نماز، باید پیشانی را روی خاک یا سنگ یا چیزهای دیگری از زمینبگذاریم.

سجده بر چیزهایی که از زمین می روید و برای خوراک و پوشاک انسان مصرف نمی شود نیز صحیح است.

مهر نماز که بیشتر در بین ما معمول است، در حقیقت قطعه خاک پاکیزه ای است که نمازگزار همراه خود دارد تا برای سجده، پیشانی را روی آن بگذارد.

سجده دوم

پس از سجده اول ، می نشینیم و بار دیگر به سجده رفته و سجده دوم را مانند سجده اول بجا می آوریم.

با تمام شدن سجده دوم، یک رکعت نماز به پایان می رسد؛ یعنی تا بدینجا، رکعت اول نماز را خوانده ایم، بنابراین بطور خلاصه، رکعت اول نماز عبارت است از:

1- تکبیره الاحرام (گفتن "الله اکبر" در آغاز نماز).

2- قرائت (خواندن حمد و سوره).

3- رکوع و ذکر آن.

4- دو سجده و ذکر آنها.

رکعت دوم

پس از تمام شدن رکعت اول نماز، بدون آن که صورت نماز به هم بخورد و یا فاصله ای ایجاد شود، از جا برخاسته، بار دیگر می ایستیم و حمد و سوره را به همان ترتیبی که در رکعت اول نماز گفته شد، می خوانیم.

قنوت

در رکعت دوم نمازهای روزانه، بعد از تمام شدن حمد و سوره و قبل از رکوع، مستحب است، دستها را روبروی صورت گرفته ودعایی بخوانیم؛ این عمل را "قنوت" گویند.

در قنوت می توان این دعا را خواند:

"ربنا آتنا فی الدنیا حسنة وفی الاخرة حسن وقنا عذاب النار"

پیامبر خدا (ص) فرمود: "کسی که قنوت نمازش طولانی تر باشد، حسابرسی او در روز قیامت راحت تر است".

پس از قنوت، رکوع وسجده ها را مانند رکعت اول بجا می آوریم.

تشهددر رکعت دوم هر نماز، پس از تمام شدن سجده دوم باید در حالی که رو به قبله نشسته ایم "تشهد" بخوانیم؛

یعنی بگوییم:

"اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده ورسوله اللهم صل علی محمد وال محمد"

سلام

تا اینجا رکعت دوم نماز هم تمام می شود و اگر نماز دو رکعتی باشد؛ مانند نماز صبح، بعد از تشهد، با گفتن سلام، نماز را تمام می کنیم؛ یعنی می گوییم:

السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته

السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

اکنون نماز صبح را فرا گرفتیم و چنانچه نمازی که می خوانیم سه رکعتی یا چهار رکعتی باشد، باید در رکعت دوم، بعد از خواندن تشهد، بدون آن که سلام نماز را بگوییم، بایستیم و رکعت سوم نماز را بخوانیم.

رکعت سوم

رکعت سوم نماز هم مانند رکعت دوم است، با این تفاوت که در رکعت دوم باید با حمد و سوره بخوانیم، ولی در رکعت سوم، سوره و قنوت ندارد و فقط "حمد" را می خوانیم و یا به جای حمد، سه مرتبه می گوییم:

"سُبحانَ اللهِ والحَمدُ للهِ وَلا اِلهَ الاّ اللهُ واللهُ اکبرُ"

پس اگر نماز مغرب می خوانیم، باید بعد از سجده دوم (در رکعت سوم) تشهد بخوانیم وبا سلام، نماز را پایان دهیم.

رکعت چهارم

اگر نمازی که می خوانیم چهار رکعتی باشد؛ یعنی: نماز ظهر یا عصر یا عشا؛ پس از سجده ها (در رکعت سوم) بدون آن که تشهد یا سلام را بخوانیم، می ایستیم و رکعت چهارم را مانند رکعت سوم انجام می دهیم و در پایان نماز؛ یعنی پس از سجده دوم می نشینیم و تشهد و سلام را می خوانیم و نماز را تمام می کنیم.

خلاصه نماز

اکنون که چگونگی نمازهای روزانه بیان شد، یاد آوری این نکته لازم است که؛ آنچه در نماز خوانده می شود و یاد گرفتن آنها لازم است، تنها بیست جمله می باشد، پس یادگیری نماز را دشوار ندانیم، و این دستور زندگی ساز اسلام را کوچک نشماریم بلکه با چند ساعت صرف و چند مرتبه تکرار این جملات، به آسانی می توان نماز را فراگرفت. برای توجه بیشتر، با حذف جمله های تکراری، بیست جمله واجب نماز را یاد آور می شویم:

1- "اللهُ اَکبَر"

2- بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِیمِ

3- الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

4- الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ

5- مَـالِکِ یَوْمِ الدِّینِ

6- إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

7- اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ

8- صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ

9- غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ

10- قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

11- اللَّهُ الصَّمَدُ

12- لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ

13- وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ

14- سُبحانَ ربٌی العظیمِ وَبحمدهِ

15- سُبحانَ ربٌی الاعلی وَبحمدهِ

16- اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ

17- واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ ورَسُولُهُ

18- اللهُمٌ صَلٌ علی محمٌدٍ والِ مُحمٌد

19- سُبحانَ اللهِ والحَمدُ للهِ وَلا اِلهَ الاّ اللهُ واللهُ اکبرُ

20- السٌلامُ عَلیکُم ورحمة اللهِ وبرکاتُهُ

ترجمه نماز

· "اللهُ اَکبَر": "خداوند از هر کس و هر چند بزرگتر است".

· بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِیمِ: "بنام خداوند بخشنده مهربان".

· الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ: "ستایش، مخصوص پرودگار جهانیان است".

. الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ: "خدای بخشنده و مهربان...

· مَـالِکِ یَوْمِ الدِّینِ:."صا حب. روز پاداش (قیامت) ".

· إیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ:. "تنها تو را می پرستیم. و تنها از تو کمک می خواهیم.".

· اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ:. "ما را به راه راست هدایت فرما.".

· صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ : "راه آنان که به آنها نعمت دادی".

· غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ:. "نه راه کسانی که بر آنها خشم شده است.".

.· وَلاَ الضَّالِّینَ: "و نه راه گمراهان".

· قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ : "بگو اوست خدای یکتا".

· اللَّهُ الصَّمَدُ : "خدای بی نیاز".

.· لمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ: "خدایی که نه فرزند کسی است و نه فرزندی دارد".

.· وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ: "وهیچ کسی، همتای او نیست".

· سُبحانَ ربٌی العظیمِ وَبحمدهِ: "پروردگار بزرگ من پیراسته و منزه است و او را ستایش می کنم"..

· سُبحانَ ربٌی الاعلی وَبحمدهِ: "پروردگار من از همه کس بالاتر و منزه است و او را می ستایم"

· اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ: "گواهی می دهم که جز آفریدگار، خدایی نیست و یکتا و بی همتاست و شریک ندارد"· واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ ورَسُولُهُ: "وگواهی می دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده خداوند است"..

· اللهُمٌ صَلٌ علی محمٌدٍ والِ مُحمٌد: "خداوندا!. بر محمد و خاندان او درود فرست".

· سُبحانَ اللهِ والحَمدُ للهِ وَلا اِلهَ الاّ اللهُ واللهُ اکبرُ: "خداوند از هر عیبی پا ک و منزه است و حمد و سپاس مخصوص خداوند است و جز او پروردگاری نیست و خدا بزرگتر و برتر از هر چیز است"..

.· السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته: "سلام و رحمت و برکات پروردگار بر تو باد ای پیامبر".

.· السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین: "سلام بر ما (نمازگزاران) و بر بندگان نیکوکار خداوند".

.· السٌلامُ عَلیکُم ورحمة اللهِ وبرکاتُهُ: "سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما (مؤمنین) باد".

· ربنا اتنا فی الدنیا حسنة وفی الاخرة حسنة وقنا عذاب النار: "پروردگارا!: هم دنیا و هم در آخرت، به ما نیکی عنایت فرما و ما را از عذاب آتش جهنم نگه دار".

شستشو ی دل و جان

پس همان گونه که بدن و لباس خود را پاکیزه می کنیم باید دل و جان خود رانیز پاک گردانیم . از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده که در گفتگویی کوتاه با یازان خود چنین فرمود: فرض کنید در برابر خانه ی یکی از شما نهری روان باشد و هر روز در آن پنج بار شستشو کند. آیا به تن او هیچ آلودگی می ماند؟

نه ، این شستشو به تن او هیچ آلودگی می گذارد.

نماز های پنجگانه هم همین اثر را دارد با پنج نماز در روز خدا لغزش ها را از آدمی می زداید و او را پاکیزه می کند.

نماز های روزانه

1. صبح : پس از سپیدهی صبح

2. ظهر : نیمروز

3. عصر : تقریبا 2 تا 3 ساعت بعدازظهر

4. مغرب : پس از غروب آفتاب

5. عشاء :شامگاه که هوا تاریک می شود.

اینها ازاوقات اصلی نمازند و چه بهتر که نماز در همین اوقات خوانده شود.

نماز صبح : از سپیده ی صبح تا طلوع آفتاب

نماز ظهر : از نیمروز تا غروب

نماز عصر : پس از نماز ظهر تا غروب آفتاب

نماز مغرب : از مغرب تا نیمه ی شب

نماز عشاء : پس از مغرب تا نیمه ی شب.

و فرا رسیدن وقت هر نماز با اذان اعلام می شود وبا آهنگ اذان ، نمازگزار خود را برای نماز آماده می کند و به محل نماز می آید چه به صورت جمعی و چه به صورت فرادا. و بعد وضومی گیریم این شستشو باید با نیتی پاک و برای خدا باشد.بعد به سوی خانه ی خدا (کعبه) ایستاده و با دلی پاک نماز می خوانیم تا خداوند ما را از بهشتیان قراردهد.

چرا نماز می خوانیم ؟

نماز از ارکان عبادات حق است ، بنابراین اول باید بدانیم چرا خداوند را عبادت می کنبم تا آنگاه فلسفه نماز نیز روشن گردد. یکی از پایدارترین و قدیمی ترین تجلیات روح آدمی و یکی از اصیل ترین ابعاد وجود آدمی ، حس نیایش و پرستش است ، هر زمان و مکانی که بشر وجود داشته است ، نیایش و پرستش نیز وجود داشته است . پیامبران پرستش را نیاوردند و ابتکار نکردند ، بلکه نوع پرستش را یعنی نوع آداب و اعمالی که باید پرستش به آن شکل صورت گیرد به بشر آموختند . احساس نیایش ، احساس و نیاز غریزی است به کمالی برتر که در او نقصی نیست و جمالی که در آن زشتی وجود ندارد ، انسان در حال پرستش از وجود محدود خویش می خواهد پرواز کند و به حقیقتی پیوند یابد که در آنجا نقص و کاستی و فنا و محدویت وجود ندارد و به قول –اینشتاین – دانشمند بزرگ عصر ما : در این حال فرد به کوچکی آمال و اهداف بشری پی می برد و عظمت و جلالی را که در ماورای امور و پدیده ها در طبیعت و افکار تظاهر می نماید حس می کند . لذاپرستش جزء غرائز ذاتی و فطری بشر است ، یعنی بشر فطرتا گرایش دارد که یک چیز را تقدیس و تنزیه کند و خویشتن را به او نزدیک کند پیام قرآن این است که ای انسان ! رب خود ،پروردگار خود ،صاحب اختیار خودت را بپرست . الذی خلقکم و الذین من قبلکم : کسی که شما و گذشتگان شما را آفریده است . پرستش نوعی رابطه خاضعانه و ستایشگرانه و سپاسگرانه است که انسان با خدای خود برقرار می کند . عبادت و پرستش علاوه براینکه نیاز فطری بشر است ، راز آفرینش انسان نیز عبادت است و ماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون (همانا جن و انس را نیافریدیم مگر برای اینکه مرا پرستش کنند ) عبادت یک پیمان الهی است که انسان در روز ازل با خدای خود پیمان عبودیت بسته است الم اعهدالیکم یا بنی ان لاتعبد و الشیطان انه لکم عدو مبین ،و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم . (ای بنی آدم ، آیا من با شما پیمان نبستم که شیطان را پرستش نکنید و مرا پرستش کنید که راه راست است و شما را به سعادت می رساند .) عبادت ماموریت انسان است .وما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین ....؟ ( آیا مامور نشدید که فقط خدا را خالصانه پرستش کنید ) اکنون که روشن شد عبادت و پرستش از غرایز ذاتی و از نیازهای فطری انسان است جایگاه نماز در پرستش و عبودیت روشن می شود : نماز عالی ترین تجلی پرستش و عبادت است ، زیرا پرستش یا قولی است یا عملی . و نماز هر دو را در بر دارد چون اذکار نماز مانند قرائت حمد و سوره ، ذکر رکوع و سجود و تشهد عبادت قولی است و قیام و رکوع و سجود عبادت عملی است نماز رفیع ترین و با اهمیت ترین جایگاه را در عبادات دارد و در راس آنها می باشد نماز منبع تغذیه روح انسان وامداد الهی است انسان با نماز می تواند قوت بگیرد و انرژی در جهت نیل به کمالات حاصل کند . واستعینوا و بالصبر الصلاه.... (از نماز استمداد کنید ...) کسی که می خواهد یک مسلمان واقعی و مجاهد نیرومند باشد باید نماز خوان خالص و مخلص باشد علی (ع) در آخرین وصایایش که در واپسین لحظات عمر آن حضرت بود فرمود: الله الله فی الصلوه فانها عمود دینکم : ( خدا را خدا را ، درباره نماز که نماز استوانه خیمه دین شماست امام صادق(ع) در آخرین نفس های عمر با برکت خویش فرمودند : لن تنال شفاعتنا مستخفا بالصلاه (هرگز شفاعت ما به مردمی که نماز را سبک بشمارند، خواهد رسید ) . نماز بنیان اعتقادی انسان را به مبداء و معاد تقویت می کند . از حضرت علی (ع) سئوال شد : چرا ما دوبار سجده می کنیم . امیر مومنان (ع) این آیه را خواند : منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخری . یعنی سجده یاد آور قیامت و صحنه محشر و مبعوث شدن انسان است .

شخصی از امام صادق (ع) پرسید : برترین چیزهایی که بندگان با آن به پروردگارشان تقرب می جویند و نزدیک می شوند چیست ، حضرت فرمودند : بعد از معرفت و شناخت (خداوند متعال ) من بهتر از نماز نمی دانم . و همین اهمیت نماز است که نسبت به کوتاهی به آن شدیدا نهی شده است از رسول اکرم (ص) روایت شده که فرمود: مبادا نماز خود را ضایع سازید ، زیرا هرکس که نماز خود را ضایع نماید خدا او را با قارون و فرعون و هامان محشور نماید ، و برخدا حق است که او را با منافقان در آتش افکند ، پس وای برکسی که بر نماز خود مواظبت و نگهبانی ننماید .

سبب عزت موجود نماز است نماز زینت درگه معبود نماز است نماز

بی نماز از نظر لطف خدا محروم است شرع را مقصد و مقصود نماز است نماز

شاه عطشان که همه عاشق و دیوانه اوست گفت عز و شرف و جود نماز است نماز

خداوند به عبادت ما و هیچ موجود دیگر نیاز ندارد ، زیرا « فان الله غنی عن العالمین» (1) خداوند از تمام جهانیان بی نیاز است . این بندگان هستند که به خداوند نیاز دارند . «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید» (2)ای انسان ها شما نیازمند به خداوند هستید و خداوند بی نیاز و ستوده است. بنابراین عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. پرستش و ستایش علاوه بر پر کردن خلأ تنهائی وجود انسان ، وبر آورده شدن نیاز انسان و بجا آوردن مراتب سپاس و شکر گزاری ، موجب تکامل انسانی و رسیدن به مقام قرب الهی می شود و هیچ چیزی نمی تواندجای آن را پرکند.
دانشمندان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است.
اکنون می خواهیم این شبهه را پاسخ بگوییم که آیا: چیزی برتر و موثرتر از نماز در این مسیر وجود دارد؟ یا بهترین شکل و بهترین وسیله و نردبان برای رسیدن به «حقیقت» نماز است؟
هر کدام از مکتب ها و آیین ها اَشکالی برای عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادتاند، حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن میفرماید: «کلّ قد علم صلوته و تسبیحه؛(3)تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند». در جای دیگر میفرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛(4) هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح میگوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».
از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، ترکیب راه خاصی را مشخص فرموده است) میتواند مَرْکب و معجونی برای رشد و ارتقای انسان ها پدید آورد؟
با مروری بر آیات و روایات در می یابیم که این معجون شفا بخش نماز است که اسلام آن را وسیلة تقرّب به خدا میداند (الصلوه قربان کل تقیّ).(5) نماز موجب تقرب هر انسان پرهیزکاری است.


هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آنها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از طریق نماز امکان پذیر است»(6)یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین هم هست.
بله همواره به یاد خداوند بودن بسیار عالی و ارزشمند است ، اما آیا چنین کسی را سراغ دارید ؟
کدام انسان را می یابید که با این همه چیزهائی که انسان را در این دنیا به خود مشغول داشته و با این همه عواملی که موجب غفلت و بی خبری می شوند ، همواره به یاد خدا باشند؟
و آیا نماز چیزی جز برای یاد آوری انسان ها و بیرون آوردن از غفلت است؟
راستی اگر برای ارتباط با خدا نیازی به نماز نبود، نبایستی پیامبر با آن همه فضائل و کمالات آن قدر نماز بخواند که پاهایش متورم شود یا امیرالمؤمنین(ع) و سایر امامان به نماز این همه اهمیت بدهند.
آیا کسی برتر و بیشتر از پیشوایان دینی ما با خداوند رابطه قلبی داشته است؟ ایا اگر بخواهیم کسی را مثال بزنیم که همواره به یاد خدا بوده است ، این شخص جز پیامبر اسلام و امامان معصوم بودند؟
آیا مقامی که امیرمومنان به آن دست یافته بود ، به گونه ای که فرمود اگر تمام پرده ها کنار رود بر یقین و ایمان من افزوده نمی شود ، کسی برتر از آن دست یافته است؟
پس چگونه چنین انسان هایی نه تنها خود را بی نیاز از نماز و ارتباط با خدا نمی دانستند ، بلکه شبانه روز به نماز می ایستادند و نه تنها نماز های واجب ، بلکه حتی نماز های مستحب داشتند که بنابر بر نقل روایات گاهی تا هزار رکعت می رسید.
هم چنین نماز رابطه بنده با خداست و طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواسته خداوند و معبود اوست و اصولاهدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است و اگر قرار باشد که هر انسانی بر طبق خواسته خود عمل نماید نه آن چیزی که خداوند از او خواسته ، این دیگر بندگی خداوند نمی شود ، بلکه بندگی خود و عمل بر طبق خواسته خود است.
مطمئنا این فکر که رابطه قلبی انسان را بی نیاز از نماز می کند ، چیزی جز وسوسه شیطانی برای دور کردن انسان از خدا نیست. چون خدا راه نماز را برای ایجاد رابطه بنده با او و بیرون آمدن انسان ها از غفلت و شستوی جسم و جان قرار داده قرار داده و فرموده است که «اقم الصلوة لذکری» نماز را برای یاد من برپا دار.(7) پس آیا درک من از خدا بیشتر است؟!
در فرهنگ اسلامی تعیین کردن و مشخص نمودن شکل عبادت، با شارع مقدس است و کسی نمی تواند عبادتی اختراع کند. اگر کسی وِرْد و دعایی را به عنوان عبادت پدید آورد، از مصادیق روشن بدعت و تشریع است که کار حرامی است، زیرا امور عبادی را همان گونه که از طرف شارع مقدّس بیان شده است، باید انجام داد، نه کمتر و نه بیشتر.
آن کس که تشنگی و گرسنگی را در ما آفرید ، غذا و آب را نیز خود فراهم آورده است و آن کس که نیاز به عبودیت و پرستش را در ما قرار داد ، هم او پاسخ نماز و دعا راز و نیاز را برایمان مقرر داشته است. . قرآن مجید نماز را مظهر ذکرو ذکر را آرام بخش دل ها می داند.(8)
آنچه زیبایی و حُسن و خیر است، در نماز سفره ای است گسترده که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه روز برای بندگانش باز میکند و بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ وجوددارد و هر کس مطابق ذوق و سلیقة و به اندازه توان و مرتبه وجودی و استعداد خود از آن بهره مند میشود. نماز عبادتی جامع است که می تواند تمام وجود انسان (از جهات بدنی و ظاهری گرفته تا جهات ذهنی و قلبی و باطنی) را در خدمت بندگی و پرستش قرار دهد. نیت خوب داشتن به تنهایی نمی تواند انسان را از انجام عبادت و نماز بی نیاز کند.
شکل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی میباشد. رکوع و سجود و تسبیح و تحمید و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همة زیبایی ها در نماز است. با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می گیرد: «إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر(9) نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد، انسان را به اوج معنویت میرساند. اذان با آن محتوای زیبا دل را می نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند

مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص) زیباترین جلوة عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است. پیامبر(ص) فرمود: «نماز نور چشم من است(10)

فلسفه عبادات
احكام و برنامه هاي عبادي اسلام، همه حكمت و فلسفه دارد:
اولاً: به دليل صدها آيه و حديث، كه مردم را به تعقّل و تفكر فرا مي خواند و هيچ مكتبي به اندازه اسلام به انديشيدن دعوت نكرده است.
ثانياً: يكي از انتقادهاي شديد قرآن بر مشركان و بت پرستان، تقليد كور كورانه و بي دليل از نياكان است.
ثالثاً: خود قرآن، بارها در كنار بيان احكام و دستورها، به دليل آن هم اشاره كرده است. امامان معصوم نيز در روايات، به بيان اين حكمت ها پرداخته اند و دانشمندان اسلام، گاهي به تأليف كتاب هايي پيرامون اين موضوع اقدام كرده اند.
به علاوه، با پيشرفت دانش بشري، روز به روز پرده از اسرار احكام الهي و دستورهاي ديني برداشته مي شود و هر چه از عمر اسلام مي گذرد، بر عظمت و جلوهي آن افزوده مي گردد.
با توجه به همهي نكات فوق، ياد آور مي شود كه:
ـ1 لازم نيست دليل همه احكام را، همه مردم در همه زمان ها بدانند. گاهي دليل برخي از آن ها الآن روشن نيست ولي گذشت زمان، آنرا روشن مي سازد.
ـ 2در فلسفه احكام، تنها نبايد نظر به فوايد و آثار مادّي آن ها داشت و تنها به بعد اقتصادي و بهداشتي و... توجه كرد و از آثار روحي و معنوي آخرتي آن غافل بود..
ـ 3كسي كه خدا را حكيم و دستورهايش را بر اساس حكمت مي داند، نبايد بخاطر اينكه امروز دليل حكمي را نمي داند از انجام آن تخلّف كند.. مريض، اگر بگويد: تا از خواص دارو آگاه نشوم مصرف نمي كنم، از درد خواهد مرد. البته بايد دارو را مصرف كند و در صدد شناخت هم باشد..
ـ4 در هر جا كه از قرآن و حديث، دليل محكمي بر فلسفه حكمي نداريم، بهتر است ساكت باشيم و با يك سري توجيهات و حدسيّات دليل تراشي نكنيم..
.ـ5 اگر از بعضي اسرار جهان هستي آگاه شديم، مغرور نشويم و توقع نداشته باشيم كه دليل همه چيز را بدانيم.
ـ6 از مدار عادي خارج نشويم و به دامن وسوسه ها نيفتيم، همچنانكه مردم در مراجعه به پزشك، خود را در اختيار او قرار مي دهند يا براي تعمير اتومبيل خود، مكانيك را سؤال پيچ نمي كنند (چون به آگاهي پزشك و مكانيك، اعتقاد و باور دارند) در مسائل ديني هم كه به قانون خدا گردن مي نهند، بايد بپذيرند و عمل كنند. چرا كه خداوند، هم مهربان تر است، هم داناتر و حكيم تر. هم آينده را مي داند، و هم آثار ظاهري و باطني و نهان و آشكار را.
ـ 7اگر گوشه اي از اسرار حكم خدا را دانستيم، نبايد خيال كنيم بر همهي اسرار واقف گشته ايم.. آنكه دست خود را در دريا فرو مي برد، حق ندارد پس از بيرون آوردن دستش، به مردم بگويد: اين همهي آب درياست، بلكه بايد بگويد: از آب دريا، اين مقدار به سر انگشت من رسيده است. آنكه فلسفهي حكمي را بفهمد، نمي تواند خيال كند كه آنچه فهميده، تمام است و ديگر جز آن چيزي نيست. مگر با عقل و فكر محدود انساني، مي توان به عمق احكامي كه از علم بي انتهاي خدا سر چشمه گرفته، پي برد؟
ـ 8همان عقلي كه ما را به فهميدن فلسفهي احكام دعوت مي كند، همان مي گويد: اگر جايي ندانستي، از آگاهانِ با تقوا بپرس. اين همان تعبّد در مقابل اولياء دين است.
اينك، پس از اين مقدّمات، نمونه هايي را از قرآن و حديث نقل مي كنيم كه اشاره به فلسفه احكام دارد.
امّا قرآن:
دربارهي نماز مي گويد: نماز، انسان را از فحشاء و منكر باز مي دارد.
در جاي ديگر مي گويد: نماز را براي ياد و توجّه به من بپا دار.
و در جاي ديگر: با ياد خدا، دل ها آرام مي گيرد.
درباره روزه مي گويد: روزه بر شما واجب شد، تا آنكه اهل تقوا شويد. چون بيشتر گناهان، از فوران غريزهي غضب و شهوت است.
روزه، جلوي طغيان آنها را مي گيرد و تقوا پديد مي آورد. و به همين جهت، آمار جنايات و جرايم در ماه رمضان كاهش مي يابد.
دربارهي حج مي گويد: به زيارت حج بروند، تا منافعي فراوان بدست آورند. فوائد و آثار اجتماعي و سياسي حج، چيزي نيست كه جاي شك و شبهه باشد.
درباره زكات مي گويد: از مردم و اموالشان زكات بگير، تا آنان را (از روح بخل و دنيا پرستي) پاك كني.
درباره قمار و شراب مي گويد: شيطان توسّط آن ها ميان شما دشمني و كينه برقرار مي كند و شما را از ياد خدا دور مي سازد.
و قصاص را، مايه حيات اجتماع مي داند چرا كه در جامعه، اگر جنايتكار، به كيفر نرسد، آن جامعه مرده و جنايت پرور و مظلوم كوب مي شود و امنيّت (كه حيات اجتماعي است) از ميان مي رود.
اين ها نمونه هايي از آيات قرآن بود كه به آثار و حكمت هاي احكام الهي اشاره داشت.

پيشنهادات

آموزش مربيان در رابطه با نحوه برخورد با دانش آموزان و جذب آنها به نماز.
برگزاري کلاس هاي آموزش خانواده با موضوع نماز و چگونگي جذب جوانان به نماز.
جوان در برابر تحميل تجربه بزرگسالان به او، حساس و موضع گير است، بنابراين آنان بايد به جاي تکرار واگويي تجربه هاي خود خواستار دريافت يافته هايي از تجربه هاي جوان و بحث و گفت وگو پيرامون آن باشند.
تاليف و معرفي کتب سودمند که مورد علاقه جوانان نيز باشد.
بررسي و شناخت عوامل جاذبه و دافعه و به کارگيري آنها.
پرهيز از سختگيري هاي بيجا و غير منطقي.
برقراري ارتباط صميمي بين دو نهاد خانه و مدرسه و هماهنگ نمودن روش هاي تربيتي در اين دو کانون
گوش دادن به سوالات دانش آموزان و پاسخ به شبهات القا شده با حضور صاحب نظران در مدرسه يا تلويزيون.
هماهنگ کردن گفتار و کردار در خانه و مدرسه توسط اوليا و مربيان.

گنجاندن آثار و اسرار نماز در کتب درسي.
پرهيز از هرگونه برخورد قهرآميز و اجباري يا تحکمي با جوان براي اقامه نماز.

تنوع بخشيدن به برنامه هاي تبليغاتي در مورد نماز جهت جذب سليقه هاي مختلف.
تبليغ نماز به شيوه و روش هاي نوين.
ترک شيوه هاي سنتي و تبهر مبلغين به علوم جديد رفتاري- روانشناسي و ... .

آموزش صحيح خانواده با کمک گيري از رسانه هاي گروهي.
توجه به معنويت در تمام اجزاي نظام.
تنزل سطح اقتصادي و معشيتي مسوولين جهت مقبوليت در ميان جوانان و نوجوانان به خاطر توجه به سخنان آنها.) ساخت مساجد و نمازخانه هاي مناسب با توجه به شرايط روز و روحيات جوان.
بهره گيري از روش هاي علمي، خصوصا از طريق تکريم و تشويق نوجوانان و جوانان.
انطباق علم و عمل و رفتار و کردار مسوولين و مبلغين ديني.
در کتب درسي به مباني علمي نماز توجه شود.
تشکيل جلسات مستمر بين اوليا و مربيان جهت همسو کردن امر تربيت در محيط خانه و مدرسه.

مبلغ دين بايد آگاه ، مقبول و آراسته به صفاتي باشد که نوجوان را قانع کند.
استفاده از فيلم، تمثيل و ادبيات غني جهت تشويق دانش آموزان به نماز.
استفاده از هنر براي ترسيم زيبايي دين.

نتیجه گیری

نماز موجب یاد خدا می شود

نمازموجب دوري از گناه می شود

نماز موجب نظافت و بهداشت می شود

نماز موجب انضباط و وقت شناسي می شود

نمازموجب احساس امنیت روانی می شود

نماز موجب ياد خدا می شود


منابع


آل عمران (3) آیه 97

فاطر (35) آیه 15
نور (24) آیه 41.

. اسراء (17) آیة 44.
بحارالانوار، ج 78، ص 203.

. غلامعلی نعیم آبادی، نماز زیباترین الگویپرستش، ص 35، به نقل از علل الشرایع، ج 2، ص 10

. طه (20) آیة 14.

. رعد (13) آیة 28

. عنکبوت (29) آیة 45.

. بحارالانوار، ج 73، ص 141.

گرآورنده : علی برزگر


موضوعات مرتبط: تحقیق یا صاحب الزمان...

ما را در سایت یا صاحب الزمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 242 تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 13:26

صفحه بندی